حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
67
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
دريافت خواهى كرد . اعطاى حكومت يزد به حسين قلى خان حكومت يزد در آن سنه با ميرزا كاظم خان نظام الملك بود . زيرا كه ، بعد از مراجعت شاه از كربلا ، دفتر استيفا را به معزى اليه واگذار كرده بودند و بنابراينكه من پسر ميرزا آقا خان صدر اعظم هستم و خودم شخص دوم ايران بودم ، وضع سلوك مجلس او نسبت به تمامى مردم ، نزديك به همان عوالم صدارت پدرش بود و به چشم حقارت به عموم طبقات نظر مىكرد . بعد از اينكه حاجى ميرزا حسين خان سپهسالار در سال هشتاد و هشت به مقام صدارت رسيد ، آن شغل را از او انتزاع كرده و به ميرزا محمد قوام الدوله واگذار كرد . مرحوم ميرزا هدايت وزير دفتر را هم به وزارت لشگر تعيين نمود . ميرزا كاظم خان نظام الملك را در سال هشتادونه ، بعد از فوت مرحوم معير الممالك ، حاكم يزد كردند . وكالت او بنا به نسبت سببى راجع به امين الملك وزير رسائل بود . معزى اليه در حكومت يزد بر وفق رضاى خاطر ملوكانه سلوك نكرده بود . من از مضمون دستخط تعجب و حيرتى داشتم . ولى وزير رسائل محرمانه مطلع بود كه خيال شاه ، عزل نظام الملك و فرستادن من است . در شهر ربيع الاول كه تقريبا بيست روز از عيد گذشته بود ، دستخط حكومت من مرحمت شد و من به همان سنت معموله با يك درشكهء سوارى و يك آبدار و قهوهچى و يك جلودار حركت كردم . در اردستان كسان مصطفى قلى خان عرب كه قراسورانى با آنها بود و سابقه هم در سفر اصفهان حاصل كرده بودند ، استقبال و دو سه منزل پذيرائى كردند . ده سوار هم از غلامان عرب را همراه برداشته و رفتم . در نائين نظام الملك را ملاقات كردم . من در داخل قصبهء خانهء ميرزا حسين خان ، كه همشيرهزادهء مرحوم ميرزا ابو طالب خان وزير احتشام الدوله حامد ميرزا بود و دختر مرحوم حامد ميرزا هم متعلقهء او بود ، منزل داشتم و نظام الملك در باغ خارج از قصبه . عصر براى ديدن ايشان سوار شده رفتم . در طى صحبت ، خواهش كردند كه ، بقاياى محلى دارم ؛ اهتمام در وصول آن بشود ، خصوصا باقى قصابخانه . از روى ميل قبول كردم . وضع گوشت در يزد سبب باقى بودن ماليات قصابى را تحقيق كردم . ميرزا حسين خان و خوانين نائين بهواسطهء بصيرت كامل حكايت كردند كه ، ماليات قصابخانهء يزد هشتصد تومان است . دو نفر رئيس دارند كه سالى مبلغهاى گزاف خرج شخصى دارند . يكى از آنها جوانمرد نامى است پسر خالوى شاهزاده مهدى قلى ميرزا . اول سال مىآيند و حاكم را تطميع مىكنند و يك هزار و پانصد تومان اجاره مىكنند و در ضمن قرار مىدهند كه گوشت كارخانهء حاكم را با شمع روشنائى ، آنها بدهند . هر قدر چوبدارها از اطراف گوشت مىآورند از آنها مىخرند و زياده هم از نصف قيمت ، آن هم بعد از يك